غره مشو که مرکب مردان مرد را/*/در سنگلاخ بادیه پی ها بریده اند

نومید هم مباش که رندان باده نوش/*/ناگه به یک خروش به منزل رسیده اند[1]

.........................................................................

من رشته محبت تو پاره می کنم/*/شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم

رشته گر گسست می توان بست/*/لیکن گره ایش در میان است.[2]

 

[1] . مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری، ص 479.به نقل از غم عشق،ص34

[2] . شعر هادی سبزواری حسین پور.