تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن         که خواجه خود روش بنده پروری داند

برای چه خدا را عبادت می کنیم؟ برای میوه ها و غذاهای بهشتی و برای حوری و غلمان؟ برای سکنی در قصر های زیبا و شهر های بهشتی؟ برای همدم شدن با دوستان و زیبا رویان؟ برای ثواب و پاداش الهی؟ برای ترس از عقاب و جهنم؟

آن عارف بالله و مولای متقیان فرمود:

الهی ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک بل وجدتک أهلاً للعباده فعبدتک.

خدایا من از ترس جهنم و یا به طمع بهشت تو را عبادت نکردم

 بلکه تو را سزاوار پرستش یافتم و تو را خالصانه پرستیدم.

کوثر و حور گو مباش، قصر بلور گو مباش        حله نور گو مباش بی تو به سر نمی شود

کوثر و حور من تویی، قصر بلور من تویی        حله نور من تویی بی تو به سر نمی شود